خطبه شماره 29 - فریاد علی(ع)
X
تبلیغات
نماشا
رایتل

فریاد علی(ع)

صدای تو پس از ۱۴۰۰ سال هنوز می آید
جمعه 27 آذر‌ماه سال 1388

خطبه شماره 29

و من خطبه له علیه السلام [4] بعد غاره الضحاک بن قیس صاحب معاویه علی الحاج بعد قصه الحکمین وفیها یستنهض اصحابه لما حدث فی الاطراف [5] ایها الناس ، المجتمعه ابدانهم ، المختلفه اهواؤهم ، [6] کلامکم یوهی الصم الصلاب ، و فعلکم یطمع فیکم الاعداء [1] تقولون فی المجالس : کیت و کیت ، فاذا جاء القتال قلتم : حیدی حیاد [2] ما عزت دعوه من دعاکم ، و لا استراح قلب من قاساکم ، [3] اعالیل باضالیل ، و سالتمونی التطویل ، دفاع ذی الدین المطول [4] لا یمنع الضیم الذلیل و لا یدرک الحق الا بالجد [5] ای دار بعد دارکم تمنعون ، و مع ای امام بعدی تقاتلون ? [6] المغرور والله من غررتموه ومن فاز بکم فقد فاز- والله - بالسهم الاخیب ،[7] ومن رمی بکم فقد رمی بافوق ناصل اصبحت والله لا اصدق قولکم ، [8] و لا اطمع فی نصرکم ، و لا اوعد العدو بکم ما بالکم ? [9] ما دواؤکم ? ما طبکم ? القوم رجال امثالکم اقولا بغیر علم [10] و غفله من غیر ورع و طمعا فی غیر حق ?


ترجمه

[4] که بعد از حمله ضحاک بن قیس دوست معاویه بر حجاج خانه خدا فرمود :[5] و ای مردمی که بدنهایتان جمع و افکار و خواسته های شما پراکنده است [6] سخنان داغ شما سنگهای سخت را در هم می شکند ولی اعمال سست شما دشمنانتان را به طمع می اندازد [1] در مجالس و محافل می گوئید : چنین و چنان خواهیم کرد . اما هنگام جنگ فریاد می زنید : ای جنگ از ما دور شو [2] آنکس که شما را بخواند فریاد او به جائی نمی رسد و کسی که شما را رها کند قلب او از آزار شما در امان نخواهد بود [3] به عذرهای گمراه کننده ای متشبث می شوید همچون بدهکاری که [ با عذرهای نابجا ] از اداء دین خود سر باز می زند [ بدانید ] [4] افراد ضعیف و ناتوان هرگز نمی توانند ظلم را از خود دور کنند و حق جز با تلاش و کوشش بدست نمی آید [5] شما که از خانه خود دفاع نمی کنید چگونه می توانید از خانه دیگران دفاع کنید ؟ و با کدام پیشوا و امام پس از من به مبارزه خواهید رفت ؟ [6] بخدا سوگند فریب خورده واقعی آن کس است که به گفتار شما مغرور شود و اگر پیروزی به وسیله شما به دست آید پیروزی بی اثری است همانند کسی که در قرعه برگ نابرنده ای نصیب او شود [7] و کسی که بخواهد به وسیله شما تیراندازی کند همچون کسی است که با تیرهای بی پیکان تیر انداخته است سوگند بخدا به آنجا رسیده ام که گفتارتان را تصدیق نمی کنم [8] و به یاری شما امید ندارم و دشمنان را به وسیله شما تهدید نمی کنم چه دردی دارید ؟ [9] دوای شما چیست ؟ طب شما کدام است ؟ آنها هم مردانی همچون شما هستند [ چرا آنها این همه پایدارند و شما این قدر سست ؟ ] آیا سزاوار است بگوئید و عمل نکنید ؟ [10] و فراموشکاری بدون ورع داشته باشید [ یعنی رهاکردن چیزی نه به خاطر زهد ] و امید در غیر حق بورزید ؟ نزدیک است

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)