در پاسخ افسانه شهادت...!۱ - فریاد علی(ع)
X
تبلیغات
نماشا
رایتل

فریاد علی(ع)

صدای تو پس از ۱۴۰۰ سال هنوز می آید
پنج‌شنبه 21 آبان‌ماه سال 1388

در پاسخ افسانه شهادت...!۱

در پاسخ افسانه شهادت...!

نوشته سیدجواد حسینى طباطبایى

پیشگفتار

 

 

انتشار مقاله اى با عنوان «حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) از ولادت تا افسانه شهادت» به قلم آقاى عبدالعزیز نعمانى در فصلنامه «نداى اسلام» شماره سوم، پاییز 1379 که زیر نظر حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان وابسته به جامعه اهل سنت منتشر مى شود، عکس العملهایى را در جامعه برانگیخت.

نویسنده براساس گزینش و برداشت خویش از وقایع و حوادث صدر اسلام کوشیده تا تحلیل خاص خود را از شخصیت و حوادث پیرامونى حضرت فاطمه(علیها السلام) ارایه کند.

از جمله اهم مسایل مورد بحث در مقاله مذکور، انکار اختلافات و درگیریهایى است که در پى رحلت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) بر سر موضوع خلافت و جانشینى آن حضرت در جامعه مسلمین بروز کرد. همان اختلافاتى که در یک جانب آن اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و مشخصاً حضرت على(علیه السلام)و فاطمه(علیها السلام) و پیروان آنها قرار داشتند.

شهادت حضرت فاطمه(علیها السلام) در اثر لطمات و صدمات ناشى از این درگیریها و تهاجمات مهمترین موضوعى است که مورد تردید و انکار قطعى نویسند قرار گرفته، این موضوع هدف اصلى وى را از نگارش این مقاله تشکیل مى دهد و از آن تعبیر به «افسانه شهادت» نموده است.

اگر چه این مقاله موجب بروز عکس العملهاى متفاوتى گردید، اما معتقدم پرداختن به موضوعاتى از این قبیل توسط جامعه اهل سنت در مجامع علمى و نشریات فرهنگى، اگر به قصد ایجاد فضاى سالم بحث و گفتگو و تحلیل علمى ـ تاریخى صدر اسلام و ارتقاى دانش و آگاهى عمومى براى راهیابى به حقیقت صورت گیرد، اگر چه از جانب این عزیزان اقدامى بدیع است اما کاملا لازم و ضرورى مى باشد، استقبال من از این رویکرد متکى بر دو احتمال است که امید داشته و دارم تا در واقع نیز چنین باشد.

1ـ در میان جامعه اهل سنت که غالباً در موجهه با تاریخ صدر اسلام بنا به دلایل ثابت نشده اى همچون «اجتهاد»، «عدالت» و «قداست» مطلق صحابه از نقد و تحلیل عملکرد آنها اجتناب مىورزند، اینک عده اى اندیشمند و محقق از این جامعه همچون بسیارى دیگر از علماى آزاداندیش مصمم شده اند تا به اصول اولیه و روشهاى منطقى و شناخته شده و معمول در تحلیل علمى ـ تاریخى روى آورند و طى اقدامى ساختارشکن به جاى تقدیس و تنزیه بى چون و چراى شخصیتهاى تاریخى به نقد و بررسى و تحلیل علمى و منطقى تاریخ و عملکرد آنها  بپردازند.

2ـ شرایط سیاسى و فرهنگى کنونى جامعه عده اى از فرهیختگان و اندیشمندان اهل سنت را متقاعد ساخته است که تحت شعارهایى همچون «جامعه چند صدایى»، «تحمل گرایشهاى فکرى و اعتقادى متفاوت و مخالف»، «گفتگو و تبادل اندیشه ها و نظریات» و .... با نگرشى نوین به موضوعات کهن و شیوه طرح آنها، جامعه خویش را به شنیدن سخن مخالف و افزایش ظرفیت تحمل عقاید و باورهاى دیگران ترغیب سازند. تجربیات تلخ تاریخ گذشته نشان مى دهد که انگیزه و شیوه طرح این گونه موضوعات به جز در مقاطعى محدود غالباً آلوده به عوام زدگى و متکى بر جهل توده ها و به قصد تحریک تعصبات مذهبى و ایجاد نفرت و افروختن آتش کینه و عداوت در میان امت اسلامى بوده است. اینک عده اى دانش پژوه از جمع برادران اهل سنت با طرح مجدد این موضوعات اما این بار با رویکردى جدید آمادگى خویش را در بسترسازى مساعد فرهنگى براى بحث و گفتگوى سالم و تحمل و تفاهم در محیطى آرام، متین و فرهنگ مدار بشارت مى دهند و حداقل براى جامعه تحت نفوذ و گستره خویش پیام «آزاد اندیشى»، «شنیدن سخن مخالف» و «تبادل آرا و افکار محتلف را به همراه دارند.»

این تصور وقتى قوت گرفت که در شماره هاى بعدى این نشریه علاوه بر طرح موضوعات اختلافى مشابه، مقالات و اظهارات امیدبخش دیگرى نیز از جانب این برادران ارایه شد که همه حاکى از ضرورت گفتگو و تبادل افکار و اندیشه ها و دیدگاههاى مختلف بوده از جمله آنها مقاله «اسلام، اندیشه ها» به قلم آقاى «نذیر احمد سلامى» استاد حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان در شماره پنجم نشریه مذکور بود. ایشان به صورت شیوا و صریح از ضرورت «تحمل اندیشه ها»، «انتقادپذیرى»، «طرح دیدگاههاى مختلف» و .... سخن گفته اند. از جمله اظهار داشته اند: «... اختلاف نظر اگر در سایه تدیّن، ایمان و همراه با دلایل و در همان سطحى باشد که در واقع در آن اختلاف وجود دارد، در اغلب اوقات سودمند است. زیرا در سایه اختلاف سالم، دیدگاههاى مختلفى مطرح شده مردم با اطلاع و آگاهى از آنها راه صحیح را براى خود انتخاب مى کنند...»

و یا در مورد «تحمل اندیشه ها» نوشته اند: «... علاقه و تمایل نسبت به دیدگاه خود یک امر طبیعى است اما منحصر کردن حق تنها براى خود یا موروثى پنداشتن آن نوعى افراط و زیاده روى فردى است که با زندگى دسته جمعى اندک سر صلح و سازش ندارد و بدتر از آن، این فرضیه است که کسى فکر کند که در سایه تدیّن و ایماندارى، دیگران دیدگاهى مخالف با دیدگاه من نمى توانند داشته باشند...» و باز در جایى دیگر مى نویسند: «... در ارایه دیدگاهها هر فریق از جبر، اکراه و خشونت برحذر بوده، به جاى تحمیل اندیشه هاى خود، سعى در توجیه و تبیین آنها کند...»

فراموش نکنیم که این اظهارات از جانب کسانى است که به دستگاه خلافت اسلامى تعلق خاطر داشته و با تاریخ اختناق و سرکوب و انحصار شدید مذهبى توسط سلسله هاى مختلف آن آشنایى کامل دارند.

همه این شواهد نشان مى داد که علیرغم شگفت انگیز بودن این رویکرد توسط برادران اهل سنت، اما در جامعه اى که در آن تعدد مذاهب و عقاید وجود دارد، این حرکت مى توان در گشودن فضاى گفتگو، تحمل و تفاهم مؤثّر باشد. از این رو حقیقتاً بسیار خرسند و امیدوار این اقدام را کاملا مثبت تلقى کردم. و به همین دلیل خود را براى همکارى با این نشریه جهت تبادل نظر علمى سالم، و ارایه مقالات مرتبط و احیاناً نقدهاى منطقى پیرامون موضوعات مطروحه در آن آماده کردم. صرفاً با این تصور که به هر جهت راهى براى ارایه دیدگاههاى انتقادى و متفاوت در موضوعات مختلف اعتقادى و تاریخى در جامعه ما بخصوص در میان اهل سنت از طریق این نشریه فراهم آمده است.

به همین منظور به عنوان نخستین اقدام در جهت همکارى با این نشریه و در پاسخ مقاله موسوم به «افسانه شهادت» دیدگاه انتقادى و تحلیلى خویش را با روش فنى و مستند به مدارک و مصادر شناخته شده و معتبر جهت درج در نشریه مذکور تدوین و ارایه کردم و به استقبال از آن امیدوار بودم، متأسفانه علیرغم گذشت مدتها از ارسال این پاسخنامه، تاکنون اقدامى از جانب دست اندرکاران این نشریه جهت چاپ و انتشار آن صورت نپذیرفته و حتى اندک پاسخى نیز از جانب آنان دریافت نکرده ام.

اکنون با این تردید که شاید آن تصورات خوشبینانه بى پایه و اساس باشد و ادعاهاى مطرح شده در خصوص «تحمل اندیشه ها، انتقادپذیرى، طرح دیدگاههاى مختلف و ....» تنها و تنها شعارهایى هستند که صرفاً به مناسبت فضاى سیاسى فعلى جامعه مطرح مى شوند، اما اراده اى در جهت عمل به آنها توسط دست اندرکاران نشریه مذکور وجود ندارد. اما هنوز هم کاملا ناامید نیستم و انتظار مى برم آن عزیزان مطابق ادعاهاى مطرح شده، براى ارتقاى آگاهى عمومى امکان طرح دیدگاههاى انتقادى و مخالف را در نشریه خویش فراهم سازند.

کتابى که اینک تقدیم شما مى گردد، همان پاسخ نامه با تغییراتى اندک است. سعى بر این است که ضمن بررسى و تحلیلى مختصر از مقطعى بسیار کوتاه اما سرنوشت ساز از تاریخ اسلام یعنى حدفاصل زمانى «رحلت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)» تا «شهادت حضرت فاطمه(علیها السلام)» متناسب با سیر موضوعى مقاله مورد نقد به دیدگاههاى نویسنده و شبهات مطروحه در آن مقاله پاسخ داده شود.

سیدجواد حسینى طباطبایى

نظرات (3)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
پنج‌شنبه 21 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 05:19 ب.ظ
+ کیوان
سلام.کجائی بابا؟چرا تلفن هاتو جواب نمیدی؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
گوشیم خرابه!!!!
مگه شماره خونه رو نداری؟!
پنج‌شنبه 21 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 05:46 ب.ظ
+ کیوان
یادم رفته.با اس ام اس برام بفرست
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مثل اینکه حالت خوب نیست!!!!
می گم گوشیم خرابه!!!
پنج‌شنبه 21 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 07:42 ب.ظ
+ فرید
سلام چطوری مومن ؟
چه خبر ؟ ؟ ؟ ؟
می بینم که پخش- ایران دات کام شده آنتی سنی ؟
کار دنیا اینه دیگه؟؟ خیره ان شاء الله.
آقا علی الظاهر تلفنت خرابه .
ان شاء الله صحبت می کنیم .

امتیاز: 0 0