مبحث خلافت ۲ - فریاد علی(ع)
X
تبلیغات
نماشا
رایتل

فریاد علی(ع)

صدای تو پس از ۱۴۰۰ سال هنوز می آید
شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1387

مبحث خلافت ۲

از دیگر مسایلی که اهل سنت برای اثبات خلافت ابوبکر اذعان می کنند سنّ حضرت علی(ع) است. حضرت در زمان وفات رسول الله(ص) 32 سال سن داشتند. بنابراین اهل سنت اعتقاد دارند که بهتر بود که ریش سفیدی که از حضرت مسن تر باشد به خلافت برسد تا یک جوان!!!

امّا در این میان از یاد برده اند که سلمان فارسی در آن زمان حدود سیصد سال سن داشت. چگونه است که سلمان انتخاب نشد؟ شاید برخی معتقد باشند که سلمان فارسی عرب نبود، اول باید بگوییم که در اسلام بر طبق آیه13 سوره حجرات و آیه 9 سوره زمر اصلاً عرب و عجم ملاک نیست و برتری در تقواست. به فرض محال ملاک باشد، آیا می دانید که پدر ابوبکر نیز زنده بود و وقتی که خبر به وی رسید که ابوبکر به خلافت رسیده است بسیار خشمگین شد؟ زیرا ابی قحافه ـ پدر ابوبکرـ اعتقاد داشت که علی بن ابیطالب(ع) شایسته ترین است. وقتی که پیغام را برای وی بردند که فرزندت خلیفه مسلمین شده است، وی با تعجب سؤال نمود چرا؟ مگر رسول الله(ص) فرمان نداده بودند که علی جانشین وی است؟ پیک به وی می گوید که علی جوان است و بهتر است که کسی که مسن تر است این امور را اداره نماید. در این لحظه ابی قحافه رحمه الله علیه اعلام می نماید که اگر به مسن تری باشد من از ابوبکر پیرترم، پس من باید به خلافت می رسیدم. و ناگهان با حالت خشم می گوید: «به ابوبکر بگویید که اگر خلافت را به علی باز نگرداند، او را نفرین خواهم کرد.» براستی اگر بحث جوانی و سن بود چرا پدر ابوبکر به خلافت نرسید؟ آیا تمام اینها نشان از یک کودتا علیه علی(ع) نبود.

اهل سنت اعتقاد دارند که اگر علی سکوت کرده باشد عملش با آیات زیر تناقض دارد، پس علی(ع) هیچگاه نجنگید و اصلاً بحثی در مورد خلافت نداشت و ابداً بحثی در مورد خلافت نبوده و پیامبر نیز بحثی در مورد خلافت ننموده اند، تا عملی برخلاف قرآن صورت نگیرد.

1- یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ) «ای پیامبر با کفار و منافقین جنگ کن.»

2- امر می فرماید: که به آنها سخت گیر باشیم. (و اغلظ علیهم ) یعنی: «و برآنها سخت گیرباش و درشتی کن»

3- (وَلا تُصَلِّ عَلَی أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَداً وَلا تَقُمْ عَلَی قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ» و نماز نخوان برجسد احدی از آنها و بر سر قبرشان نایست و برایشان طلب آمرزش نکن زیرا که آنها کافر شدند به خدا و پیامبرش و در حال بدکاری مردند.»

امّا تاریخ چیزی دیگر می گوید. برخلاف آنچه اهل سنت اعتقاد دارند اولاً علی(ع) همیشه در حال جنگ با خلفا راشدین بود. امّا باید در این میان بنگریم که جنگ، چگونه صورت گرفت؟ باید توجّه داشت که جنگ همیشه بصورت درگیری فیزیکی ـ تن به تن ـ نیست؛ برخی مواقع جنگ را باید بصورت سرد ـ یعنی جنگ کلامی ـ دید. بارها علی(ع) در مواقع مختلف بیان نموده بودند که خلافت حق ایشان بوده و این مسئله تا بدانجا بود که ایشان حتی در زمان خلافتشان نیز به آن اشاره می نمایند ـ خطبه سوم نهج البلاغه معروف به خطبه شقشقیه، خطبه پانزدهم و خطبه سی ام و .....ـ همگی نشان از جنگ حضرت با خلفا داشته است. ثانیاً اگر به دنبال جنگ فیزیکی بگردیم و بخواهیم از این طریق آن را دنبال کنیم باید بررسی نماییم و ببینیم که آیا درگیری مسلحانه به نفع اسلام و مسلمین و خلافت علی(ع) بوده یا خیر؟ تعداد یاران علی(ع) به تعداد انگشتان دو دست نمی رسیده و در این شرایط مسلماً علی(ع) با شکست ظاهری در جنگ و حتی شهادت روبرو می شدند. در اینصـورت آیا اسلامِ نوپا که فقط بیسـت و سه سال از عمـرش می گذشـت نابـود نمی گشت؟ اسلامی که هنوز نتوانسته بود به علّت کوتاهی عمرش بدرستی ریشه های خود را در میان مسلمانان جای دهد و از سویی بودند کسانی همچون ابوسفیان لعنه الله علیه که آماده بودند بعد از درگذشت پیامبر اسلام دوباره احکام و قوانین جاهلیّت را بازگردانند و خود دوباره حکومت را در دست گیرند، و نیز هنوز قوانین الهی به علت عمر کوتاه رسول الله پس از رسالت کاملاً برای مسلمین تشریح نشده بود، آیا باز هم دور از عقل نیست که علی(ع) خود را برای مقام و پست دنیوی به خطر اندازد؟ از سوی دیگر اگر درست نظری بیافکنیم خواهیم دید با توجه به اینکه تمام این افراد از فامیلهای نزدیک پیامبر بودند، صلاح نبود که علی(ع) با آنان جنگ تن به تن نماید، آیا فکر نمی کنید که با این وصف، مردم می گفتند که خانواده رسول خدا(ص) برای خلافت و مقام دنیوی به جان هم افتاده اند؟ بنابراین سکوت علی در این برهه زمانی لازم بود. پس نتیجه می گیریم که این مسائل دلیل بر ترس علی(ع) نیست. بلکه دلیل بر دوراندیشی و منطقی بودن علی(ع) است. آنقدر اشتباهات بر خلفا وارد بود که عمر در لابلای سخنانش همیشه این جمله را بیان می کرد: «لولا علی لهلک العمر» یعنی اگر علی نبود عمر هلاک می شد. و این اذعان عمر نشان از ضعف او داشت که علی(ع) بدان واقف بود و این دلیل به همراه علّت کمبود یاران باوفا و صدیق رسول الله، علی(ع) را وادار نمود که از درگیری مسلحانه پرهیز نماید. زیرا می دانست و نیز پیامبر به او گفته بود که وجودت برای اسلام مفید و نبودت بعد از من برای اسلام مساوی است با نابودی مطلق قوانین الهی.

 

نظرات (2)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1387 ساعت 06:37 ب.ظ
+ کیوان
سلام. فراموش نکنیم که پیامبر اکرم(ص)نیز در سیزده سال اول بعثت و نیز در واقعه ای که به صلح حدیبیه منجر شد دست به شمشیر نبردند و حتی دست به هجرت به مدینه زدند.در اوایل کار هم مدتی در شعب ابیطالب در حالت تبعید بودند...فاعتبروا یا اولی الابصار...
امتیاز: 0 0
یکشنبه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 06:03 ب.ظ
+ علی اخوان
خیلی دوست دارم که تو اینترنت چت مذهبی کنم . اشخاصی را که سراغ دارید به من آف لاین کنید.اگر آنها اهل تسنن باشند خیلی خوب است چون من به مطالبی دسترسی دارم که اگر یک سونی آن را بخواند و منطقی فکر کند حتما شیعه خواهد شد البته من حقیر قصد تعرف از خود را ندارم و این مطالبی که گفتم از شخصی است که 8 نفر از مکه و مدینه و مناطق سونی نشین عراق را شیعه کرده اگر چند نفر را به من معرفی کنید مطمئن باشید که حضرت زهرا شما را بی جواب نمیگذارد و دفاع بزرگی از شیعه کرده اید .پس من منتظر اف لاین شما میمانم یا حق
امتیاز: 0 0