مناظره با سنی ۵ - فریاد علی(ع)
X
تبلیغات
نماشا
رایتل

فریاد علی(ع)

صدای تو پس از ۱۴۰۰ سال هنوز می آید
پنج‌شنبه 29 فروردین‌ماه سال 1387

مناظره با سنی ۵

نظرات دیروز دوستان شیعه و سنی در قسمت ادامه مطلب.

انشاالله نظر من هم تا فردا، همانطور که قول دادم.

ضمناً‌ یک نظر سنجی هم در مورد مطالب مورد علاقه در انتهای همین وبلاگ موجود است. مطلب مورد علاقه ی خود را انتخاب کنید.

چهارشنبه 28 فروردین ماه سال 1387 ساعت 5:46 PM
سنی
ادعای‌ تحریف‌ قرآن‌
ویژگی‌ اهل‌ سنت‌ از سایر فرق و مذاهب‌ این‌ است‌ که‌ اهل‌ سنت‌ دارای‌ عقیده‌ای‌ میانه‌ و بدور از غلو و زیاده‌ روی‌ وانحراف‌ می‌باشند. زیرا عقیده‌ اهل‌ سنت‌ از کتاب‌ خدا (قرآن‌ مجید) و سنت‌ پیامبر (ص‌) سرچشمه‌ می‌گیرد. قرآن‌ کتابی‌است‌ خالی‌ از نقص‌ و خطا، که‌ سراسر آن‌ نور و هدایت‌ و همچنین‌ حجتی‌ است‌ از جانب‌ پروردگار برای‌ بندگان‌. قرآن‌مجید شامل‌ آیات‌ وحی‌ شده‌ بر پیامبر (ص‌) بدون‌ هیچگونه‌ کم‌ و زیاد و یا تحریف‌ می‌باشد.
نکته‌ قابل‌ توجه‌ این است‌ که‌ دشمنان‌ خداوند دیگر همچن گذشته‌ سعی‌ در جهت‌ تحریف‌ قرآن‌ و پراکندن‌ شبهات‌ پیرامون‌ آن‌نداشته‌ و صد البته‌ که‌ خداوند هرگز خلاف‌ وعده‌ خود عمل‌ نمی‌کند، چرا که‌ خداوند فرموده‌ است‌: «اِنَّا نَحْن‌ُ نَزَّلْنَاالذِّکْرَ وَ اِنَّا لَه‌ُ لَحَافِظُون‌» ما ذکر (قرآن‌) را نازل‌ کردیم‌ و همانا خود حافظ‌ آن‌ می‌باشیم‌ (سوره‌‌حجر آیه‌ 29)
اما آنچه‌ در کتب‌ شیعیان‌ آمده‌، کاملاً مغایر نص‌ صریح‌ قرآن‌ در آیه‌ای‌ است‌ که‌ ذکر گردید. از آن‌ جمله‌ می‌توان‌ کتاب‌ مرأة ‌العقول‌ نوشته‌ محدث‌ شیعه‌ ملا باقر مجلسی‌، و کتاب‌ البرهان‌ فی‌ التفسیر القرآن‌ نوشته‌ سید هاشم‌ بحرانی‌ مفسر مشهورشیعه‌ ص‌49، و کتاب‌ فصل‌ الخطاب‌ فی‌ اثبات‌ تحریف‌ قرآن‌ رب‌ الارباب‌ (سخنی‌ قاطع‌ در اثبات‌ تحریف‌ قرآن‌) نوشته‌نور طبرسی‌ و همینطور کتاب‌ الانوار النعمانیة‌ نوشته‌ نعمت‌ الله الجزائری‌ ج‌2 ص‌357 را نام‌ برد. لاوه‌ بر اینها بسیاری‌ از علماء شیعه‌ تأکید می‌کنند که‌ به‌ قرآن‌ مطالبی‌ اضافه‌ و مطالبی‌ از آن‌ کاسته‌ شده‌ است‌، و اصحاب‌گرامی‌ پیامبر (ص‌) تغییراتی‌ در آن‌ داده‌اند.
طبرسی‌ در کتاب‌ فصل‌ الخطاب‌ فی‌ اثبات‌ تحریف‌ کتاب‌ رب‌ الارباب‌ ص‌30 به‌ نقل‌ از نعمت‌ الله الجزائری‌ می‌گوید:اصحاب‌ (اهل‌ تشیع‌) بر صحت‌ احادیث‌ متواتر در مورد تحریف‌ قرآن‌ اجماع‌ و اتفاق نموده‌اند.
همچنین‌ کلینی‌ که‌ یکی از بزرگترین و معروفترین مراجع شیعه است, در کتابش"الکافی", که نزد ایشان اعتباری بیش از صحیح بخاری نزد اهل سنت دارد, در جلد2 صفحة 734مینویسد: مجموع آیات نازل شده بر پیامبر اکرم(ص) 17000(هفده هزار) بوده است (در حالی که ‌میدانیم  آیات قرآن‌ تقریباً 6000 می‌باشد). وی‌ ادامه‌ می‌دهد که‌ قرآن‌ کامل‌ را جزائمه‌ (علیهم‌ السلام‌) کسی‌ جمع‌ آوری‌ نکرده‌ است‌. (الکافی‌، الحجة‌، ج‌1 ص‌428)
همچنین‌ نگارنده‌ کافی‌ در الکافی‌ فی‌ الاصول‌ ج‌اول ص‌240 از امام‌ جعفر صادق (علیه‌ السلام‌) روایت‌ می‌کند: انه‌ قال‌ وان‌ عندنا لمصحف‌ فاطمة‌ والله ما فیه‌ من‌ قرآنکم‌ حرف‌ واحد. یعنی‌: همانا مصحف‌ فاطمه‌ نزد ما است‌ و قسم‌به‌ خدا که‌ از قرآن‌ شما در آن‌ یک‌ حرف‌ هم‌ وجود ندارد.
نگارنده‌ تفسیر الصافی‌ در مقدمه‌ تفسیرش‌ می‌گوید: قرآنی‌ که‌ اینک‌ در اختیار ما است‌ آن‌چنانکه‌ بر محمد (ص‌) نازل‌گردیده‌ نیست‌ بلکه‌ در این‌ قرآن‌ خلاف‌ آن‌چه‌ خداوند نازل‌ فرموده‌ یافت‌ می‌شود و بعضاً قرآن‌ موجود مورد تحریف‌ وتغییر قرار گرفته‌ و در بسیاری‌ از موارد کلماتی‌ چون‌ «علی‌» و «آل‌ محمد» و همچنین‌ اسامی‌ بعضی‌ از منافقین‌ حذف‌گردیده‌ است‌. صاحب‌ تفسیر الصافی‌ اضافه‌ می‌نماید: بنابر اعتقاد مراجع‌ و بزرگان‌ ما پیرامون‌ قرآن‌ از جمله‌ کلینی‌ چنین‌به‌ نظر می‌رسد که‌ آنها معتقد به‌ تحریف‌ و نقصان‌ در قرآن‌ بوده‌اند. (مقدمه‌ تفسیر صافی‌ ص‌14)
نور طبرسی‌ در کتاب‌ فصل‌ الخطاب فی إثبات تحریف کتاب رب الأرباب دو هزار روایت از مجموعة روایات شیعیان را جمع آوری کرده تا تحریف قرآن را ثابت کند.
نور طبرسی از علماء مشهور شیعه است و شیعیان در تقدیر و تجلیل از وی, او را در حجرة مرتضویه واقع در نجف اشرف که از مقدسترین‌ گورستانهای‌ شیعیان‌ است‌ به‌ خاک‌ سپرده‌اند. این‌ کتاب‌ در ایران‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌.
کمال‌ میثم‌ بحرانی‌ در شرح‌ نهج‌ البلاغه‌ ذکر کرده‌ است‌ که‌ عثمان‌ بن‌ عفان‌ (رض‌) مردم‌ را بر قرائت‌ زید بن‌ ثابت‌ متفق‌ کردو قرآنهای‌ دیگر را سوزاند و بی‌ شک‌ بسیاری‌ از آنچه‌ را که‌ از طرف‌ خداوند نازل‌ شده‌ بود باطل‌ گردانید. (شرح‌ نهج‌البلاغه‌ ص‌11 ج‌1)
علاوه‌ بر این‌ آقایان‌ کلینی‌ و قمی‌ که‌ از مراجع‌ و شخصیتهای‌ بزرگ‌ شیعه‌ بشمار می‌روند آیاتی‌ را ذکر کرده‌ و ادعا نموده‌اندکه‌ این‌ آیات‌ در قرآن‌ موجود بوده‌، سپس‌ حذف‌ گردیده‌اند. برای‌ نمونه‌ چند مورد از این‌ آیات‌ خیالی‌ را متذکر می‌شویم‌.ابتدا آیه‌ را به‌ همان‌ صورتی‌ که‌ آنان‌ مدعی‌ شده‌اند می‌آوریم‌، سپس‌ آنرا آنچنانکه‌ در قرآن‌ موجود است‌ ذکر می‌نماییم‌:
1ـ «و من‌ْ یُطِع‌ِ الله و رسولَه‌ُ فی‌ وِلَایة‌ِ علِی‌ والائِمة‌ فَقَد فَازَ فَوزاً عظِیماً» (الکافی‌، الحجه‌، ج‌1 ص‌414 چاپ‌ایران‌)
اصل‌ این‌ آیه‌ بدین‌ گونه‌ است‌: «و من‌ْ یُطِع‌ِ الله و رسُولَه‌ُ فَقَد فَازَ فَوزاً عظِیماً» سوره‌ احزاب‌ آیه‌ 71)
2ـ «سأل‌َ سائِل‌ٌ بِعذَاب‌ٍ واقِع‌ٍ لِلکَافِرین‌َ بِولَایة‌ِ علِی‌ٍ لیس‌َ لَه‌ُ دافع‌ٌ»  (الکافی‌، الحجه‌، ج‌1 ص‌422)
اصل‌ این‌ آیه‌ در قرآن‌ چنین‌ است‌: «سأل‌َ سائِل‌ٌ بِعذَاب‌ٍ واقِع‌ٍ لِلْکَافِرین‌َ لیس‌ لَه‌ُ دافِع‌ٌ» (سوره‌ معارج‌ آیه‌ 1 و 2)
3ـ «و ان‌ کنتم‌ فی‌ ریب‌ مما نزلنا علی‌ عبدنا فی‌ ولایة‌ علی‌» (الکافی‌، الحجه‌، ص‌414)
این‌ آیه‌ در قرآن‌ بدین‌ صورت‌ است‌: «و ان‌ کنتم‌ فی‌ ریب‌ مما نزلنا علی‌ عبدنا فأتوا بسورة‌ من‌ مثله‌» (سوره‌ بقره ‌آیه‌ 23)
4ـ «و سیعلم‌ الذین‌ ظلموا آل‌ محمد ای‌ منقلب‌ ینقلبون‌» (تفسیر قمی‌، ج‌2 ص‌125)
آیه‌ واقعی‌ در قرآن‌ چنین‌ است‌: «و سیعلم‌ الذین‌ ظلموا ای‌ منقلب‌ ینقلبون‌» (سوره‌ شعراء آیه‌ 227)
5ـ «و لو انم‌ فعلوا ما یوعظون‌ به‌ فی‌ علی‌» (الکافی‌، الحجه‌، ج‌1 ص‌224)
اصل‌ آیه‌ مورد ادعا در قرآن‌ به‌ این‌ شکل‌ است‌: «و لو انهم‌ فعلوا ما یوعظون‌ به‌ لکان‌ خیراً لهم‌ و اشد تثبیتاً»(سوره‌ نساء آیه‌ 44)
6ـ «یا ایها الرسول‌ بلغ‌ ما انزل‌ الیک‌ من‌ ربک‌ فی‌ علی‌ و ان‌ لم‌ تفعل‌ فما بلغت‌ رسالته‌» (تفسیر نورالثقلین‌، ج‌1ص‌454)
آیه‌ در اصل‌ اینگونه‌ است‌: «یا ایها الرسول‌ بلغ‌ ما انزل‌ الیک‌ من‌ ربک‌ و ان‌ لم‌ تفعل‌ فما بلغت‌ رسالته‌» (سوره‌مائده‌ آیه‌ 47)
نگارنده‌ تفسیر نور الثقلین‌ می‌نویسد وقتی‌ این‌ آیه‌ بر پیامبر (ص‌) نازل‌ شد، آن‌ حضرت‌ به‌ علی‌ (رض‌) گفتند: اگر آنچه‌ به ‌من‌ در مورد ابلاغ‌ ولایت‌ شما دستور داده‌ شده‌ بود اعلام‌ نمی‌کردم‌، همه‌ اعمال‌ من‌ باطل‌ میشد.
آنچه‌ ملاحظه‌ می‌کنید برخی‌ از آیاتی‌ هستند که‌ شیعیان‌ مدعی‌ وجود تحریف‌ در آنها می‌باشند که‌ اصحاب‌ گرامی‌ پیامبر اسلام‌(ص‌) را متهم‌ به‌ آن‌ می‌کنند.
سلطان‌ محمد شاه‌ قاجار از مرجع‌ شیعه‌ علی‌ اصغر بروجردی‌ درخواست‌ کرده‌ بود که‌ کتابی‌ در توضیح‌ و بیان‌ عقایدشیعه‌ بنویسد. بروجردی‌ به‌ همین‌ منظور کتابی‌ بنام‌ عقاید الشیعة‌ تألیف‌ کرد. او در این‌ کتاب‌ در مورد تحریف‌ قرآن‌ چنین‌اظهار نظر می‌کند: بر ما واجب‌ است‌ معتقد باشیم‌ که‌ قرآن‌ اصلی‌ خالی‌ از تحریف‌ و تغییر است‌. اما قرآنی‌ را که‌ گروهی‌ ازمنافقین‌ جمع‌ آوری‌ کردند دستخوش‌ تحریف‌ و تغییر گردیده‌ و قرآن‌ اصلی‌ نزد معدی‌ موعود می‌باشد. (کتاب‌ عقایدالشیعة‌ ص‌27 چاپ‌ ایران‌)
تردیدی‌ نیست‌ که‌ شیعیان‌ مخلص‌ و آگاه‌ تحریف‌ قرآن‌ را باور نمی‌دارند. اما به‌ نظر ما تا زمانیکه‌ آنان‌ صراحتاً از کتاب‌کافی‌ و دیگر مراجع شیعه که مدعی تحریف قرآن هستند، تبری نجویند قابل نکوهش و ملامت هستند. با وجود زشت پنداشتن عقیدة باطل تحریف قرآن پافشاری بر اثبات تحریف قرآن عملی ناروا است.
بسیاری از مسیحیان عقیدة تثلیث (پدر، پسر، روح القدس) که کلیسا مبلغ آن است‌، را رد و تقبیح‌ نموده‌ و صرفاً معتقد به‌ نبوت‌ حضرت‌ مسیح‌ (ع‌)می‌باشند. اما علیرغم‌ این‌ حقیقت‌، آنان‌ همچنان‌ بر مسیحیتی‌ باقی‌ مانده‌اند که‌ خود مبادی‌ آن‌ را باور ندارند.
همین‌ حقایق‌ رهبران‌ مذهبی‌ شیعه‌ را وادار کرده‌ است‌ تا علیرغم‌ میل‌ باطنیشان‌ تحریف‌ قرآن‌ را انکار کنند. اگر آنها در انکارخود صادق هستند باید به‌ این‌ نکته‌ اعتراف‌ کنند که‌ رهبران‌ مذهبی‌ شیعه‌ بر اساس‌ نوشته‌ هایشان‌ در گذشته‌، معتقد به‌تحریف‌ قرآن‌ بوده‌اند شاهد این‌ مطلب‌ کتبی‌ است‌ که‌ در دسترس‌ عموم‌ قرار دارد. مثلاً کافی‌ که‌ مشتمل‌ بر روایاتی‌ساختگی‌ است‌ که‌ تحریف‌ قرآن‌ کریم‌ را ادعا می‌کند.
گروهی‌ دیگر از اهل‌ تشیع‌ بنا به‌ دلایل‌ دیگری‌ تحریف‌ قرآن‌ را انکار و مخالفت‌ خود را با ادعاهای‌ علماء پیشین‌ ابرازنموده‌اند.
اولین‌ موردی‌ که‌ این‌ گروه‌ از شیعیان‌ را مجبور به‌ انکار تحریف‌ قرآن‌ کرد این‌ بود که‌، از آنان‌ قرآن‌ مورد ادعایشان‌ خواسته‌شد تا بتوان‌ آنرا با قرآن‌ موجود مطابقت‌ داد و صحت‌ مدعایشان‌ را به‌ اثبات‌ رساند. زیرا فایده‌ قرآنی‌ که‌ به‌ زعم‌ ایشان‌ از1300 سال‌ قبل‌ در سرابی‌ نزد امام‌ مهدی‌ است‌، چیست‌؟ آیا نه‌ اینکه‌ قرآن‌ رهنمای‌ انسانها و مایه‌ هدایت‌ مردم‌ است‌؟اصولاً هدف‌ باریتعالی‌ از نزول‌ قرآن‌ چه‌ بوده‌ است‌؟ آیا با افسانه‌ سازیها می‌توان‌ ره‌ به‌ جایی‌ برد و آیا زیانی‌ بزرگتر از این‌برای‌ مردم‌ می‌توان‌ تصور نمود که‌ خداوند کتاب‌ خود را برای‌ مدتی‌ طویل‌ از امت‌ اسلامی‌ پوشیده‌ نگه‌ دارد؟!
دومین‌ موردی‌ که‌ موجب‌ شده‌ شیعیان‌ دست‌ از ادعای‌ تحریف‌ قرآن‌ بردارند این‌ حقیقت‌ است‌ که‌ خلفاء ثلاثه‌ (ابوبکر،عمر، عثمان‌ (رضی‌ الله عنهم‌)) پیوسته‌ در کلیه‌ امور با حضرت‌ علی‌ (رض‌) مشورت‌ می‌کردند و ایشان‌ هرگز از راهنمایی‌و ارشاد دریغ‌ نداشته‌ و تا لحظه‌ وفات‌ مشاور و راهنمای‌ آنان‌ بوده‌اند. کما اینکه‌ به‌ گواهی‌ تاریخ‌ حضرت‌ عمر (رض‌) باکمال‌ افتخار این‌ حقیقت‌ را عنوان‌ نموده‌اند که‌: لولا علی‌ لهلک‌ عمر. بنابراین‌ اگر قرار بود که‌ تحریفی‌ در قرآن‌ صورت‌گیرد، علی‌ (رض‌) اولین‌ شخصی‌ بودند که‌ از آن‌ مطلع‌ شده‌ و به‌ شدت‌ از آن‌ جلوگیری‌ می‌نمودند. با توجه‌ به‌ اینکه‌حضرت‌ علی‌ (رض‌) نسبت‌ به‌ هیچ‌ آیه‌ای‌ از قرآن‌ اظهار شک‌ و تردید ننموده‌اند، پس‌ قرآن‌ موجود همان‌ قرآن‌ موردتایید ایشان‌ می‌باشد.
سومین‌ موردی‌ که‌ باعث‌ انکار تحریف‌ قرآن‌ توسط‌ این‌ گروه‌ از شیعیان‌ شده‌ این‌ است‌ که‌ اصولاً عقیده‌ تحریف‌ کتاب‌خدا برای‌ پیروان‌ تشیع‌ زشت‌ و غیر قابل‌ قبول‌ است‌.
همین‌ موارد و دلایل‌ است‌ که‌ باعث‌ شده‌ تا برخی‌ از شیعیان‌ و زعمای‌ ایشان‌ با توسل‌ به‌ تقیه‌ تحریف‌ قرآن‌ را انکار کنند.تقیه‌ای‌ که‌ شیعیان‌ به‌ آن‌ معتقدند، اظهار ظاهری‌ مطلبی‌ است‌ که‌ قلباً به‌ آن‌ معتقد نمی‌باشند.
مراجع‌ مخالف‌ شیعی‌ که‌ معتبرترین‌ آنها همان‌ کافی‌ می‌باشد، با توسل‌ به‌ روایات‌ واهی‌ و خیالپردازیها سعی‌ در اثبات‌تحریف‌ قرآن‌ داشته‌، مداوماً و علناً به‌ چاپ‌ رسیده‌ و بین‌ مردم‌ توزیع‌ می‌شوند. تا کنون‌ هیچ‌ یک‌ از سردمداران‌ مذهی‌تشیع‌ که‌ داعیه‌ اسلام‌ ناب‌ محمدی‌ را دارند کوچکترین‌ مخالفت‌ و اقدامی‌ جهت‌ جلوگیری‌ از چاپ‌ و نشر این‌ کتب‌بعمل‌ نیاورده‌اند. کما اینکه‌ مردم‌ را نسبت‌ به‌ آنچه‌ در این‌ کتب‌ پیرامون‌ تحریف‌ قرآن‌ آمده‌ آگاه‌ نکرده‌ و آنان‌ را از این‌معضل‌ خطیر بر حذر نمی‌دارند.
بنابراین‌ در حالیکه‌ کتابهای‌ مرجع‌ شیعی‌ سعی‌ در القاء عقیده‌ تحریف‌ قرآن‌ دارند و پیوسته‌ چاپ‌ شده‌ و در دسترس‌عموم‌ قرار می‌گیرند و در حوزه‌های‌ علمیه‌ به‌ آخوندها آموزش‌ داده‌ می‌شوند، آیا شیعیان‌ نباید اندکی‌ در فکر بازنگری‌آنچه‌ به‌ ایشان‌ مقدس‌ نمایانده‌ شده‌ است‌ باشند؟
چهارشنبه 28 فروردین ماه سال 1387 ساعت 10:36 PM
کیوان
سلام بر همگی.جناب سنی عزیز!شما با همین قرآنی که در دسترس تان است مذهب تان را اثبات کنید و از طفره رفتن و عدم پاسخگوئی بپرهیزید.مسئلهء تحریف یا عدم تحریف بهانه ای برای فرار از بحث نباشد.البته با عرض پوزش...منتظر جواب تان به کامنت خودم هستم.
عادل فریحی
بسم الله الرحمن الرحیم
قبل از ورود به بحث یک نکته عرض می کنم و آن اینست که شیعه اثنی عشری به دو گروه تقسیم می شوند یکی اصولی و دیگری اخباری .
اینجانب و مدیریت وبلاگ از شیعیان اصولی دوازده امامی هستیم . لذا برادران توجه داشته باشند احتجاج کردن بر ما بوسیله آراء اخباریان غیر ممکن است . همانطور که نمی توان معتزلی را با آراء اشاعره محکوم کرد .
با توجه به نکته فوق عرض می کنم که : سید نعمت الله جزایری  و فیض کاشانی  با آنکه بزرگوار هستند ولی از شیوخ اخباریها هستند (مراجعه کنید به التحقیق فی نفی التحریف عن القرآن الشریف نوشته محقق بزرگوار آیت الله میلانی ) لذا احتجاج کردن به رأی ایشان برما صحیح نیست .
اما در مورد شیخ طبرسی با آنکه ایشان از بزرگان است  اما اکثر اخبار کتاب احتجاج ایشان از مراسیل می باشد چنانکه علامه مجلسی در مقدمه بحار و شیخ طهرانی در الذریعه إلی تصانیف الشیعه به آن اشاره کرده اند .
توضیح بیشتر : طبق آنچه از شیعه و سنی نقل شده است حضرت علی علیه السلام مدتی بعد از فوت پیامبر صلی الله علیه و اله خانه نشین شدند و شروع به جمع آوری قرآن کردند چنانکه کعبی می گوید : هنگامی که رسول خدا وفات نمود ، علی بن ابی طالب در منزل خود نشست ، پس قرآن را بر آن ترتیبی که نازل شده جمع نمود و اگر مصحف علی یافت شود هر آینه در آن علم بزرگی می باشد ( التسهیل لعلوم التنزیل ج 1 ص 4 به نقل از القرآن و روایات المدرستین ج 2 ص 398 )
در مورد این مصحف علما اتفاق دارند که قرآن موجود نزد حضرت با رآنی که در دست ماست فقط از لحاظ ترتیبی فرق می کند و بس و نه اضافه دارد و نه کاستی .
علاوه شامل تأویلات و شأن نزول می باشد .
من هر چقدر گشتم آدرس سخنانی  که دوست ما در مورد طبرسی دادند را نیافتم . برفرض بودن کلام ایشان . نظر ایشان در مقابل انبوه کلام علما که قرآن را تحریف شده نمی داند هیچ است .
شیخ در مجمع البیان ج 1 ص 15 صراحت به صحیح بودن قرآن دارد .
اما علامه مجلسی : ایشان در بحار می فرماید : إنّ الأخبار التی جاءت بذلک أخبار آحاد لایقطع علی الله تعالی بصحتها ؛ یعنی ایشان روایاتی که در مورد تحریف قرآن است را قبول ندارد .
اما کلام ایشان که دوست ما بیان فرمود غریب است ؛ سید مرتضی می گوید : نقلوا أخبارا ضعیفه ظنّوا صحتها لایرجع بمثلها عن المعلوم المقطوع علی صحته یعنی اخبار ضیف نقل کرده اند و خیال کرده اد که صحیح است
علامه مجلسی در شرح اصول کافی تمام روایاتی که در تحریف قرآن است را ضعیف می داند .
شیخ المحدثین می گوید : اعتقاد ما شیعه بر این است که قرآنی که بر رسول (ص) نازل شد همین قرآنی است که در بین دست مردم است و زیاد بر این نیست و هرکس به ما غیر از این را نسبت داد دروغ است »
اما شیخ مفید ؛
در کلام ایشان اثری از ادعای تحریف مشاهده نکردم فقط فرمود که قرآن بر ترتیب نزول نیست که این هم دلالت بر تحریف نمی کند برادر محترم کلام شیخ را تحریف کرده است و اینک ما کلام صحیح را نقل میکنیم
شیخ مفید در پاسخ به سئوال ذکر شده می گوید : اخباری که از ائمه نقل شده ( که دلالت بر تحریف می کند ) همه انها اخبار آحاد است و نمی توان به صحت آنها قطع و یقین حاصل کرد و برای همین ، ما در این گونه مسائل توقف می کنیم و از دستوری که به ما داده شده مبنی بر اینکه از همین قرآنی که در بین مردم است پیروی کنید ، عدول نمی کنیم ( چون خود معصومین امر فرمودند هر روایتی که با قرآن و عقل ، مطابق نبود ، علم آن را به خود ما واگذار کنید ) افزون براین کسی منکر این معنا نیست که قرآن ممکن است در قرآن کریم دو جور قرائت شده باشد که یکی از آنها در قرآن و دیگری در روایت آمده باشد . همانطور که مخالفان ما نیز صریحا اعتراف می کنند که نزول قرآن کریم بر وجوه متعدد بوده است .
کجای کلام ایشان دلالت بر تحریف می کند .؟؟؟
اما جناب آقای عاملی این بزرگوار اخباری است ( مراجعه کنید به لؤلؤه البحرین ص 76 ؛ روضات الجنات ص 466 ؛ مقباس الهدایه ص 120 )
اما با آنکه ایشان روایاتی در مورد تحریف ذکر می کند اما نظر خودش بر تحریف نیست ایشان می فرماید : « از تتبع اخبار و تفحص تواریخ و آثار ، علم قطعی حاصل می شود که قرآن کریم به حد عالی ترین درجه تواتر رسیده و هزاران صحابه پیامبر ، حافظ و قاری قرآن بودند . هم چنین قرآن کریم در عصر پیامبر تدوین و تألیف شده بود . ( الفصول المهمه ص 168 )
البته دوست ما نام کتابی که به ایشان استدلال کردند را ذکر نکردند .
اما فراموش نکنید که ایشان اخباری است و آرائ ایشان حجت بر ما نیست .
اما سلطان محمد بن حیدر خراسانی و سید عدنان بحرانی را نشناختم .
به هر حال ما شیعیان اجماع بر صحت قرآن داریم
اما خواهشی می کنم و التماس دارم روایات کثیری که در کتب شما وجود دارد و دلالت بر تحریف دارند را جواب دهید
پنجشنبه 29 فروردین ماه سال 1387 ساعت 01:13 AM
عادل فریحی
اما درمورد اینکه دوستمان فرمود اما شیخ مفید – آن کسی که از مؤسسین مذهب شمرده می‌شود–  این تهمتی است از طرف ایشان چون مؤسس شیعه شخص رسول الله است . وجود روایات مختلفی که از پیامبر در منابع اهل سنت که نام شیعیان را بر پیروان علی دلالت بر صحت ادعای ما دارد .
در ابتدا مناسب می بینم یک تعریفی از شیعه بیان کنم بعد به تفسیر آیه مذکور بپردازم. .                                                                                                       شیعه در لغت ، به معنی تابع و پیرو است و لذا قرآن ابراهیم (ع) را شیعه نوح (ع) معرفی می کند و می فرماید : « و إنّ من شیعته لإبراهیم »(صافات / 83) . و در محاورات عرفی ، پیروان و یاران شخص را شیعه می گویند .                             
در تعریف اصطلاحی شیعه، شهرستانی از کبار اهل سنت در کتاب الملل و النحل ج1 ص 47  می گوید : « به کسانی که فقط از علی پیروی نموده و امامت و خلافت او را به سبب نصّ و وصیت پذیرفته اند ، شیعه اطلاق می شود »

* حافظ ابونعیم اصفهانی احمد بن عبدالله که از اجله علماء عظام و محدثین بزرگ و محققین اهل سنت می باشد . که ابن خلکان در وفیات الاعیان  تعریف او را کرده است که از اکابر حفاظ ثقات و اعلم محدثین است و مجلدات عشره کتاب حلیه الأولیاء او از احسن کتب است . و صلاح الدین ایبک الصّفدی در وافی بالوفیات درباره او می گوید تاج المحدثین حافظ ابونعیم که امام در علم و زهد و دیانت بوده و در نقل و فهم روایات و قوة حفظ و درایت مقام عالی اعلا را داشته و از مصنفات بسیار زیبایی او ده جلد حلیه الاولیاء می باشد که مستخرج از صحیحین است که علاوه براحادیث بخاری و مسلم احادیث بسیار نقل نموده کأنه بگوش خود شنیده است .                                                                                              
وایضاً محمد بن عبدالله الخطیب در رجال مشکوه المصابیح در تعریف او می گوید : هو من مشایخ الحدیث الثقاه المعمول بحدیثهم المرجوع الی قولهم کبیر القدر و له من العمر ست و تسعون سنه .                                                                
چنین شخصیتی در کتاب حلیه الأولیاء خود آورده است : چون آیه «إن الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیرالبریه » نازل شد ، رسول اکرم صلی الله علیه و اله خطاب کرد به علی بن ابی طالب علیه السلام و فرمود : « هو انت و شیعتک ، تأتی انت و شیعتک یوم القیامه راضیین مرضیین »                                              
* در کتاب غایه المرام از طرق عامه یازده حدیث و از طرق خاصه هفت حدیث به مضامین مختلف راجع به شأن نزول این آیه درباره علی بن ابی طالب علیه السلام و شیعیان آن حضرت با سلسله سندهای متصل خود روایت کرده است ( غایه المرام ص 326 الی 328 )                                                                            
جابر بن عبدالله انصاری روایت کرده است که قال : کنا عند النبی فأقبل علی بن ابی طالب علیه السلام ، فقال النبیّ : قد أتاکم اخی ، ثم التفت إلی الکعبه فضربها بیده فقال : والذی نفسی بیده إنَّ هذا و شیعته هم الفائزون یوم القیامه ، ثم قال : إنّه اولکم ایمانا معی ، و اوفاکم بعهد الله ، و اقومکم بامرالله ، واعدلکم فی الرعیه ، و اقسمکم بالسّویّه ، واعظمکم عندالله مزیّه . قال : ونزلت « إن الذین آمنوا و ... » قال : وکان اصحاب محمد صلی الله علیه و اله إذا اقبل علیّ قالوا جآء خیرالبریه .          * این حدیث را به عین همین عبارات گنجی شافعی در « کفایه الطالب » باب 62 ص 244 از طبع ثانی نحف آورده است و سپس گوید : محدّث شام ابن عساکر به طرق مختلف این حدیث را در تاریخ خود آورده است . و دیگر عین این حدیث را طبری در تفسیر خود در جزء 30 ص 164 آورده است .                                
* امام خوارزمی در مناقب فصل نهم ص 62 .                                             
* حموینی در فرائد السّمطین                                                                 
* سیوطی در درالمنثور ج 6 ص 379                                                      
* ابن صباغ المالکی در فصول المهمه ص 121                                           
* ابن حجر در الصواعق المحرقه ص 161 باب 11                                       
* حافظ جمال الدین الزرندی در نظم درر السمطین ص 92                           
* شبلنجی در نورالأبصار ص 159 ، 226                                                  
* شواهد التنزیل ج 2 ص 360 ط بیروت                                                  
* القندوزی در ینابیع الموده ص 270 ط اسلامبول         
این احادیث نشان دهنده حقاقنیت تشیع است . این احادیث را که شاه عباس نگفته خودتان نقل می کنید  پس پیامبر (ص) به ما یاد داد از علی پیروی کنیم .  
این توصیه ها و سفارش های پیامبر (ص) سبب شد که در عصر رسول خدا (ص) گروهی گرد علی را بگیرند و به پیروی از او مشهور شوند ، محقق معروف آقای محمد کرد علی در کتاب « خطط الشام ج5 ، ص 251 » می نویسد : در زمان خود پیامبر (ص) گروهی از بزرگان صحابه به دوستی و موالات علی (ع) معروف بودند ، مانند : سلمان فارسی که می گفت ما با پیامبر بیعت کردیم بر دو اصل :خیر خواهی برای مسلمانان و اقتدا به علی بن ابی طالب و ولایت وی . ابوسعید خدری می گوید : مردم به پنج چیز دعوت شدند ولی چهارتا گرفتند و یکی را رها کردند . سؤال شد آن چهارتا را که گرفتند چیست ؟ گفت : نماز ، زکات ، روزه ماه رمضان و زیارت خانه خدا . گفته شد آن یکی که رها کردند کدام است ؟ گفت : ولایت علی بن ابی طالب از وی سؤال شد آیا ولایت علی همانند آن چهار مورد ، لازم و واجب است ؟ گفت : بلی به سان آنها لازم و واجب است . و از همین افرادند : ابوذرغفاری ، عمار یاسر ف حذیفه بن یمان ، ذوالشهادتین خزیمه بن ثابت ، ابو ایوب انصاری ، خالد بن سعید و قیس بن سعد بن عباده .                                                                                                        
مرحوم علامه طهرانی در کتاب امام شناسی می فرماید : من به تنهایی از سه کتاب رجالی اهل سنت نزدیک به هشصد تن از صحابه را یافتم که در برابر نامشان نوشته بودند از شیعیان علی .                                                                  
همچنین مرحوم خطیب بزرگوار دکتر وائلی در کتاب هویه التشیع قریب به سی تن از صحابه را نام می برد . و ایضا علامه سبحانی خداوند حفظش بفرماید در این مورد دو جلد کتاب نوشته است و همچنین مرحوم شرف الدین در کتاب الفصول المهمه هم چند تن از صحابه را به عنوان شیعه معرفی می کند .              
آیا شاه عباس در زمان رسول الله بوده است ؟ آیا او صحابه را منحرف کرده است ؟!!!                                                                                                         
شما به پیامبر(ص) نسبت داده اید که فرموده : اصحابی کالنجوم بایهم اقتدیتم اهتدیتم . یاران من مانند ستارگانند به هرکدام اقتدا کردید هدایت شدید . بگذریم از سند ضعیف این حدیث ، بنابر فرض صحت ، شما که هر جا رسیدید این حدیث را خواندید به شما می گویم خوب ما هم از سلمان تبعیت کردیم . او علی را امام می دانست نه فلانی و فلانی را . پس ماهم هدایت شده ایم دیگر دلیلی برای امثال براک باقی نمی ماند که فتوا دهند شیعه کافر است یا آقای جبرین بیاید و فتوای تخریب حرم ها را بدهد . ما شیعیان داریم از صحابه تبعیت می کنیم همانطور که مشاهده کردید خود علمای اهل سنت نقل کرده اند که در بین صحابه رسول خدا (ص) شیعه وجود داشته است . من از شما سئوال می کنم یک حدث بیاورید که پیامبر لفظ اهل سنت و جماعت را ذکر کرده باشد ؟ یکی از صحابه را معرفی کنید که بر این نام معروف بوده است ؟              

تاریخ حصر مذاهب اربعه                                                                             
حصر مذاهب فقهی به چهار مذهب در قرن پنجم و در دوران حکومت القادر بالله عباسی و به انگیزه مالی و اقتصادی صورت گرفت ، زیرا که حکومت به مقداری مال نیاز پیدا کرد . و به پیروان مذاهب ابلاغ کرد که در برابر پرداخت فلان مقدار پول ، مذهب شما را به عنوان مذهب رسمی حکومت اعلام می کنیم . پیروان این چهار مذهب آن مقدار درخواستی را فراهم کرده ولی سید مرتضی رحمه الله علیه که از ایشان هم درخواست همین مبلغ را کرده بودند نتوانست تهیه کند . لذا فقط چهار مذهب بعنوان مذاهب رسمی حکومت معرفی گرید .                                     
و حال آنکه تا قبل از این جریان تقلید منحصر به مذهب خاصی نبود . چنانکه دهلوی به آن اشاره کرده است ( ادوار اجتهاد ص 204 ؛ الخطط المقریزیه ج 2 ص 344 )  
عادل فریحی
سلام دوست سنی
عزیزم شما ادعا کردی که علمای اهل سنت تحریف قرآن را قبول ندارند لطفا احادیث زیر را خوب بخوان بعد خواهشاً به جواب بده :
1- از ابن عباس نقل شده است که عمربن خطاب در خطبه ای  که می خواندگفت : خداوند ، محمد را به حق مبعوث و کتاب را بر او نازل نمود ، پس در آنچه بر او نازل گردید ، آیه رجم بود و ما آن را قرائت می کردیم و حفظ می نمودیم و رسول خدا رجم می فرمود و ما هم بعد از او رجم کردیم و من می ترسم از این که اگر زمان بر مردم طول بکشد گوینده ای بگوید : ما نیافتیم آیه رجم را در کتاب خدا پس گمراه گردند به ترک فریضه ای که خداوند آن را نازل فرموده است ، پس رجم حق است بر کسی که زنا می نماید از مردان و زنان هرگاه محصن  باشند هنگامی که بینه قیم شود یا زن باردار شود یا اعتراف نماید ، قسم به خداوند ! اگر نمی گفتند که عمر در کتاب خدا زیاد نمود ، هر آینه آن را در قرآن می نوشتم » (سنن ابی داوود ، کتاب حدود ج 4 ص 144 -145 ؛ سنن ترمذی ج 4 ص 38 ح 1432کتاب الحدود باب ما جاء فی تحقیق الرجم ؛ صحیح مسلم بشرح النووی ج 11 ص 191 کتاب الحدود باب حد الزنا ؛ موطأ ج 2 ص 824 کتاب الحدود باب ما جاء فی الرجم ؛ صحیح بخاری ج 8 ص 208 ؛ سنن ابن ماجه ج 2 ص 853 ح 2553 کتاب الحدود باب الرجم )
2- از عمر بن خطاب نقل شده است که می گوید : « إنّا کنّا نقرأ فیما نقرأ من کتاب الله ، أن لاترغبوا عن ابائکم فإنه کفر بکم أن ترغبوا عن ابائکم أو انّ کفرا ، بکم أن ترغبوا عن ابائکم » ما می خواندیم از کتاب خدا این آیه را : ، أن لاترغبوا عن ابائکم فإنه کفر بکم أن ترغبوا عن ابائکم أو انّ کفرا ، بکم أن ترغبوا عن ابائکم .  
اما در حال حاضر این آیه در قرآن نیست  . برادر سنی ما در یکی از پست های خود از ابن حزم این چنین نقل کرد که : ابن حزم ‌می‌گوید: اینکه گفته شود که بین دو لوحه (دو برگ) تبدیل ایجاد شده کفر صریح و تکذیب نمودن رسول الله (صلى الله علیه وسلم) می‌باشد .
پس طبق این قول و عقیده اهل سنت شخص خلیفه دوم کافر است چون قائل به تبدیل در قرآن می باشد .
3- - عایشه می گوید : کانت سوره نقرأ فی زمن النبی مأتی آیه فلما کتب عثمان المصاحف لم نقدر منها الا ما هو الان ( الاتقان ج 2 ص 40 ) یعنی دو سوم سوره مورد نظر ایشان در حال حاضر موجود نیست .
4- سیوطی از طرق متعدد از خذیفه بن یمان نقل می کند : از سوره توبه قرائت نمی کنید مگر یک چهارم از آچه را که ما قرائت می کردیم (الدر المنثور ج 3 ص 208 ؛ مسترک حاکم ج 2 ص 331
5- ایضا سیوطی می گوید طبرانی از عمر نقل کرده است که قرآن یک میلیون و 27 هزار حرف است ( الدر المنثور ج 5 ص 179)
6- در سنن ابن ماجه و مسلم ودارمی نقل شده است که : عایشه گفته : آیه رجم و رضاعه به کبیر ده بار نازل شده و این دو آیه در برگی زیر سریر من بود وقتی رسول خدا رحلت فرمود و ما به مصیبت آن بزرگوار سرگرم شدیم حیوانی خانگی داخل شد و آن را خورد (سنن ابن ماجه ج 1 ص 625 ح 1944 کتاب نکاح  ؛ صحیح مسلم بشرح نووی ج 10 ص 29 کتاب الرضاع ؛ سنن دارم ج 2 ص 157 کتاب الرضاع )
7- از طریق های زیادی نقل شده است که دو سوره به نام «خلع و حفد» در مصحف ابن عباس و ابی بن کعب بوده است که اکنون در قرآن موجود بین مسلمین آن دو سوره نیست خذف شده است ( البیان ص 223 ؛ الاتقان ج 1 ص 65 )
8- ابوموسی اشعری به اهل بصره گفته در زمان پیامبر (ص) سوره ای را می خواندیم که به اندازه سوره برائت بوده ولی الان آنرا از یاد برده ایم و فقط یک آیه از آنرا یاد دارم : لو کان لابن ادم وادیان من نال لابتغی وادیاً ثالثا و لایملا جوف ابن آدم الاالتراب .
9- همو می گوید سوره دیگری نیز همانند سوره سبح بود که آنرا از یاد برده ام و فقط یک آیه از آن را یاد دارم : یا أیهاالذین آمنوا لم تقولون مالاتفعلون فتکتب شهاده فی أعناقکم فتسالون عنها یوم القیامه  ( صحیح مسلم ج 3 ص 100 کتاب الزکاه باب بو أن لابن ادم و ادیین )

این نمونه ای از روایات شماست برای اطلاع بیشتر به کتابهای علوم قرآنی رجوع کنید .
اینک پرسش ما اینست که برادران اهل سنت در برابر این همه اسناد و مدارک محکم چه می گویند ؟ چرا فقط امامیه و شیعه را متهم می کنند که قائل به تحریف قرآنند ؟
اگر جوابی دارید بدهید ؟ وگر نه اعلام کنید وارد موضوع جدیدی بشویم ؟
نظرات (5)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
پنج‌شنبه 29 فروردین‌ماه سال 1387 ساعت 11:19 ق.ظ
+ مهدی
سلام خوب بود منم یه چیزایی نوشتم که کمتر کسی جرات میکنه ممنون میشم یه سر بهم بزنی
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 29 فروردین‌ماه سال 1387 ساعت 01:38 ب.ظ
+ علی رضا تندرو صالح
خوشحال میشم تبادل لوگو کنیم برادر
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 29 فروردین‌ماه سال 1387 ساعت 11:57 ب.ظ
+ گدای در خونه اهل بیت
سلام خوبی دوست عزیز امیدوارم که حالت خوب باشه
احسند خیلی وبلاگ زیبایی داری
تبریک میگم
امام زمان یارت
امتیاز: 0 0
جمعه 30 فروردین‌ماه سال 1387 ساعت 09:34 ق.ظ
+ علی
سلام وبلاگ شما پر محتواست امیدوارم موفق باشید%
امتیاز: 0 0
جمعه 30 فروردین‌ماه سال 1387 ساعت 09:55 ق.ظ
+ نورا خاتم
جناب آقای بلبل پور
با سلام و احترام
من خود انشاء الله محب شیعه ام اما نام وبلاگ شما با شئونات شیعه و دوستداران واقعی شیعه بخصوص امام راحل رضوان الله تعالی علیه سازگار نیست شما در حقیقت با انتخاب این نام وحدتی را که امام فرموده اند مخدوش می نمایید آنتی سنی یعنی ضد سنی و من می دانم شما با نوشتن این وبلاگ قصد دارید اذهان را روشن نمایید .
امیدوارم نامی با مسما مانند {مناظرات) یا ( مناظره با اهل تسنن ) یا ... چیز دیگری که خدا و رسولش هم راضی باشند انتخاب فرمایید.
با تشکر
امتیاز: 0 0